جاروب لا :
اشاره است به جملۀ «لا مؤثر فی الوجود الا الله» که نفی ما سوی الله و اثبات یکتایی خدا می کند. سنایی گوید :
پس به جاروب لا فر روبیم / کوکب از صحن گنبد دوار
دوات :
مادۀ مخصوص که در نوشتن از آن استفاده می کنند. در سخنان شیخ عزیزالدین نسفی ، کنایه از عالم جبروت است. وی در کتاب انسان کامل گوید : عالم جبروت را دوات گویند و عالم کبیر دوات دارد و عالم صغیر هم دوات دارد. دوات عالم صغیر نطفه است از جهت آنکه آنچه در عالم صغیر موجود شد ، آن جمله در نطفه موجودند.
اصحاب کیاست :
کسانی که هوشمند و با فراستند. اولیاء الله را اهل کیاست گویند. در روایات ، از صفات مؤمن ، یکی کیاست است.
تساکُر :
خود را به مستی زدن ، تظاهر به مستی کردن. در شرح شطحیات آمده است که تساکر مثل تواجد است و اقتباس نور زیادت.
زواهر علوم :
طریقت را که اشرف و انور علوم است گویند. زواهر ، وصل است زیرا که وصلت به حق موقوف به علم طریقت است.
شغاف :
شدت محبت را شغاف گویند که بر پنج درجه است : امتثال امر محبوب ، محافظت باطن از غیر محبوب ، محبت با محبان محبوب ، پنهان کردن احوالی که میان محب و محبوب رود.
علم حقایق :
یعنی علم به حق ، از جهت ارتباط آن به خلق ؛ و انشاء علم از او به حسب طاقت بشری. مبادی آن ، امهات حقایق است که لازمۀ وجود حق است.
ماهی :
عارف کامل است که مستغرق در بحر معرفت است. مولوی گوید :
این جهان دریاست تن ماهی و روح / یونس محبوب از نور صبوح
گر مسبح باشد ار ماهی رهید / ور نه در وی هضم گشت و ناپدید
نفحات ربانی :
کنایه از تجلیات رحمانی است.
یوسف قدسی :
مراد روح شریف انسانی است که گرفتار بند ظلمتکدۀ تن شده است.
الا ای یوسف قدسی برآ از چاه ظلمانی / به مصر عالم جان شو که مردِ عالم جانی