کتاب "طلوع از مغرب" نوشته‌ی وحید عمرانی توسط انتشارات امیرکبیر منتشر و راهی بازار کتاب شد. این کتاب که توسط شورای ارزش‌گذاری جزو آثار ارزشمند ملی شناخته شده، شرح عرفانی هفتاد غزل از شمس مغربی؛ عارف و شاعر قرن‌های هشتم و نهم در تبریز است. اینک برای اولین بار در تاریخ ادبیات فارسی است که غزلیات این عارف کمتر شناخته شده اما برجسته و حائز اهمیت شرح و تفسیر می‌گردد؛ کاری که عمرانی با دو سال مستمر تحقیق، پژوهش، تالیف، دریافت‌های شخصی و استفاده از ۱۵۰ کتاب و منبع معتبر معاصر و تاریخی آن را به انجام رسانده است. مقدمه‌ی این کتاب که تحقیقی مفصل درباره‌ی شمس مغربی، احوال و آرا، اندیشه‌ها، سلسله‌ی طریقتی و ماجراهای زندگی اوست توسط نویسنده در سال ۱۳۸۹ به اولین جشنواره‌ی ملی جوان ایرانی ارائه شد و موفق گردید تا به عنوان پژوهش برتر، برگزیده شده و عنوان جوان اول پژوهش ادبیات کشور در سال ۸۹ را برای عمرانی به ارمغان آورد. این کتاب در بهار ۱۳۹۹ با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه راهی بازار کتاب شده و هم اکنون در کتابفروشی‌های معتبر پایتخت در معرض نگاه کتاب‌دوستان و علاقمندان ادبیات و عرفان ایران قرار گرفته است.

گزارش خبرگزاری کتاب ایران در این باره:

http://www.ibna.ir/fa/note/292158

نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۹  توسط وحید عمرانی  | 


«نهنگی در ساحل»


انتشارات انگیزه مهر، تهران، چاپ اول، 1396

مراکز پخش در تهران:
تئاتر شهر، کتاب فروشی سالن چهارسو

مراکز پخش در اصفهان:
کتاب فروشی فرهنگسرای اصفهان، میدان امام حسین
کتاب فروشی زمان، مجتمع تجاری چهارباغ

خرید از سراسر کشور با تماس تلفنی و ارسال رایگان: 66411056_021
خرید از طریق اینستاگرام: Mahabepub

خرید اینترنتی: https://www.30book.com

 

در روزگار ما نویسندگان اوضاع غریبی دارند، به ویژه اگر صاحب نام و شهرتی نیز نبوده و در ابتدای راه باشند. وضع و حال کتاب هم به تبع حال نویسندگان بی اندازه نابسامان و بحرانی است. آنقدر بد که حتی از وضع و حال تئاتر نیز وخیم تر است. حداقل در تئاتر می گویند امروز فلان کس به دیدن فلان تئاتر می رود، فردا بهمان کس به دیدن تئاتر ما می آید و برخی برای دیدن آن افراد به اصطلاح چهره و مشهور هم که شده به دیدن آن تئاتر می روند، اما نویسنده چه کند؟ نمی تواند که بگوید امروز فلان کس کتاب مرا می خواند، شما هم بروید تهیه کنید و بخوانید! الغرض در این اوضاع وانفسای کتاب، حداقل کاری که می توان برای ادامۀ حیات هنری و ادبی یک نویسنده و تداوم یافتن چاپ آثارش کرد، این است که کتاب او را تهیه کنیم و بخوانیم و صد البته از نظرات و رهنمودهای تخصصی یا شخصی خود نیز بی بهره اش نگذاریم. بر همین اساس بدین وسیله از تمامی دوستان ارجمندم و همچنین علاقمندان دور و نزدیکی که همیشه الطافشان متوجه قلم بنده بوده و هست، دعوت می کنم که کتاب شعر «نهنگی در ساحل» را تهیه کنند و بخوانند و طبعاً بنده را از نظرات سازندۀ خود نیز محروم ندارند.

نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶  توسط وحید عمرانی  | 


 

گلشن راز

نویسنده: شیخ محمود شبستری

کرمان - انتشارات خدمات فرهنگی  - چاپ 1 - 1382

 

گلشن راز بیشک یکی از عالی ترین منظومه های عرفانی تاریخ ادبیات ایران است. این منظومه در بحر هزج مسدس مقصور و در 993 بیت است که شیخ شبستر آن را در جواب هفده سؤال منظوم از سوی امیر سید حسین حسینی هروی از صوفیان معروف پیرو فهم و تفهیم پاره ای از رموز و اشارات عرفانی سرود. در این منظومه مفاهیم عالی عرفانی و نکته های باریک صوفیانه با هنرمندی و همراه با آگاهی و درکی ژرف از خاطر عاطر شیخ محمود شبستری تراوش کرده و با توجه به حجم کم بسیار پر مغز و سرشار از مفاهیم بسیار گسترده است. مطابق شیوۀ عطار و مولانا در گلشن راز نیز از حکایات و تمثیلات برای بیان و عرضۀ مؤثر معانی عرفانی و حکمی استفاده شده است. به دلیل کثرت مفاهیم و معانی ژرف عرفانی، شرح های بسیار توسط دیگر عارفان و صوفیان بر این کتاب ارجمند نگاشته شده است که از بین برجسته ترین آنها می توان به شرح روضۀ اطهار از شاه نعمت الله ولی و شرح مفاتیح الاعجاز نوشتۀ شمس الدین محمد لاهیجی اشاره کرد.

 

ابیاتی از کتاب:

 

اگر خورشید بر یک حال بودی

شعاع او به یک منوال بودی

ندانستی کسی کاین پرتو اوست

نبودی هیچ فرق از مغز تا پوست

جهان جمله فروغ نور حق دان

حق اندر وی ز پیداییست پنهان

چو نور حق ندارد نقل و تحویل

نیاید اندرو تغییر و تبدیل

تو پنداری جهان خود هست دایم

به ذات خویشتن پیوسته قایم

کسی کو عقل دوراندیش دارد

بسی سرگشتگی در پیش دارد

نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵  توسط وحید عمرانی  | 


 

لمعات

نویسنده: شیخ فخرالدین عراقی

تصحیح: محمد خواجوی

تهران - انتشارات مولی - چ 1 - 1390

 

لمعات شیخ فخر الدین عراقی از زیباترین و لطیف ترین و عاشقانه ترین آثار ادبی و عرفانی پارسی است که در قرن هفتم به نگارش در آمده است. این اثر آنقدر مهم بود که بزرگانی چون جامی بر آن شرح ها نوشته اند. شیرینی لمعات به آنست که عراقی که در شعر و نثر هر دو مقام بلندی دارد، تا جایی که حافظ در ستایش او می گوید: «غزلیات عراقی است سرود حافظ / که شنید این رهِ دلسوز، که فریاد نکرد؟» در این کتاب شعر و نثر زیبایش را به هم آمیخته و شاهکاری بی نظیر ارائه داده است. کتاب لمعات با همه اختصارش و گذشته از عمق بى‌پایانش در عرفان، یکى از شاهکارهاى بلند نثر فارسى است و با نهایت موجز بودن بسیار شورانگیز و طرب فزاست، بگونه‌اى که خوانندۀ با ذوق پس ازخواندن لمعه‌اى از آن اگر روزى در سماع دائم نباشد، در نشئه ای ‌معنوى بسر خواهد برد.

 

بخشی از کتاب:

 

غیرت معشوق اقتضا کرد که عاشق غیر او را دوست ندارد و بغیر او محتاج نشود. لاجرم خود را عین همه اشیاء کرد، تا هر چه را دوست دارد و به هرچه محتاج شود او بود.

غیرتش غیر در جهان نگذاشت

لاجرم عین جمله اشیا شد

و هیچکس هیچ چیز را چنان دوست ندارد که خود را، بدان اینجا که تو کیستی.

 

نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۵  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: شرح شطحیات

شامل گفتارهای شورانگیز و رمزی صوفیان

نویسنده: روزبهان بقلی شیرازی
ت‍ص‍ح‍ی‍ح‌ و م‍ق‍دم‍ه‌: ه‍ان‍ری‌ ک‍رب‍ن‌
ت‍رج‍م‍ۀ م‍ق‍دم‍ه‌: م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی‌ ام‍ی‍رم‍ع‍زی‌
ت‍ه‍ران‌‬‏‫، طه‍وری‌‬، ان‍ج‍م‍ن‌ ای‍ران‌ش‍ن‍اس‍ی‌ ف‍ران‍س‍ه‌ در ت‍ه‍ران‌‏‫، ۲۰۰۳م‌ ،  ۱۳۸۲ ه.ش

این کتاب که به درخواست یکی از مریدان شیخ روزبهان نوشته شده، در آن علاوه بر گفتارهای رمزی صوفیان به بسیاری از آیات قرآن و احادیث نبوی و علوی استناد کرده‌ است. این کتاب بیش از هر مطلبی به شرح سخنان حلاج و دفاع از او پرداخته، از این رو برخی آن را عمده‌ترین سند برای شناسایی احوال و حقایق زندگی حلاج شمرده‌اند. بخش شرح اقوال و احوال حلاج را لوئی ماسینیون در سال 1913 میلادی در پاریس منتشر کرده و تمام آن نیز در سال ۱۳۴۹ شمسی به اهتمام جواد نوربخش و قبل از آن به تصحیح و مقدمۀ فرانسوی و ترجمۀ فصل اول به زبان فرانسوی به وسیلۀ انجمن ایران شناسی فرانسه، در تهران چاپ شده‌ است.
نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: چهار اثر

نویسنده: فلورانس اسکاول شین

مترجم: گیتی خوشدل

انتشارات: پیکان، تهران، 1383

 

چهار اثر، کتابی است که راه های درست زندگی و دست یابی به موفقیت و به دست آوردن یک حیات سالم همراه با تأمین خواسته های مادی و معنوی انسان را نشان می دهد و تبیین می کند. چگونگی به دست آوردن تعادل میان روح و جسم و طریقۀ درست اندیشیدن، کسب دانش و به کار بردن آن در مراحل مختلف زندگی انسان، از اهداف این کتاب مفید است. خواندن آن را به همۀ کسانی که فلسفه و نگرش مشخصی نسبت به زندگی خود و جهانی که در آن زندگی می کنند ندارند توصیه می کنم.

نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: نوشته بر دریا

از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی

تصحیح و تعلیقات: محمدرضا شفیعی کدکنی

انتشارات: سخن، تهران، 1384

 

مجموعۀ آثار و اقوال و احوال شیخ ابوالحسن خرقانی یکی از بزرگ ترین عارفان ایران و جهان در این کتاب توسط استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی همراه با تصحیح علمی و تعلیقات ارزشمند ایشان جمع آوری شده است. ابوالحسن خرقانی از عارفان قرن چهارم و پنجم در خرقان واقع در استان سمنان که همان منطقۀ قمس یا کومش قدیم است می باشد. او یکی از بزرگ ترین اعجوبه های ربانی است که تا کنون عالم بشریت به خود دیده و این کتاب می تواند برای علاقه مندان به عرفان منبعی بسیار مفید، جذاب و خواندنی به شمار رود.

نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: رسالۀ قشیریه

نویسنده: عبدالکریم بن هوازن قشیری

ترجمه: ابوعلی حسن بن احمد عثمانی

تصحیح: بدیع الزمان فروزانفر

انتشارات: علمی فرهنگی، تهران، 1374

این کتاب مجموعۀ نامه ها و پیام هایی است که زین الاسلام؛ عبدالکریم بن هوازن قشیری به صوفیان و شاگردان خود می فرستاده است. شروع تهیه آن در سال ۴۳۷ هجری و پایان آن به سال ۴۳۸ بوده و علت نوشتن و ارسال آنها را ظهور فساد در طریقت و انحراف صوفی نمایان ذکر نموده است. کتاب شامل دو فصل و پنجاه و چهار باب است. فصل اول به بیان عقاید صوفیان و فصل دوم خلاصه‌ای از فصل اول است. پس از این دو فصل، بابی در شرح احوال مشایخ صوفیه و باب دیگر شرح اصطلاحات و تعبیرات آنان است. ابواب دیگر ذکر حالات و مقامات و آداب و اخلاق مشایخ را بیان می‌کند. علاوه براینکه خواندن رساله در میان صوفیان رواج داشته، مطالب و ابواب آن در معاصران قشیری و متاخران وی تاثیر عمیق داشته است. علی بن عثمان هجویری از معاصران قشیری در نوشتن کشف المحجوب از مطالب این کتاب بهره ها برده است. همچنین ردپای مطالب آن در تذکرة الاولیاء عطار و آثار مولانا جلال الدین بلخی نیز مشهود است.

نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: تحفه های آن جهانی

به کوشش: علی دهباشی

انتشارات: سخن

چاپ 2 ، 1384

این کتاب مجموعۀ مقالاتی است دربارۀ مولانا جلال الدین بلخی شاعر و عارف بزرگ ایرانی قرن هفتم که توسط ادیبان و استادان ادب معاصر به رشتۀ تحریر در آمده اند. بخشی از مقالات کتاب به راهنمایی استاد دکتر عبدالحسین زرین کوب انتخاب شده اند که همواره توصیه می کردند برای پی بردن به اندیشه های ژرف مولانا حتماً باید این مقالات را مطالعه کرد و بخشی دیگر از مقاله ها حاصل مطالعه و مروری است که علی دهباشی از ده ها کتاب و مقاله داشته است. تمامی علاقه مندان به مولانا و ادبیات و عرفان ایران را به خواندن این کتاب توصیه می کنم.

نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲  توسط وحید عمرانی  | 


 نام کتاب: مرصاد العباد

نویسنده: شیخ نجم الدین رازی

به اهتمام: دکتر محمدامین ریاحی

انتشارات: علمی و فرهنگی

چاپ هشتم، 1379

مرصاد العباد از نفایس متون منثور و آثار نغز عرفانی فارسی است که مقارن حملۀ مغول در سالهای 618 و 620 تألیف گردیده و از همان زمان به عنوان رایج ترین متن عرفانی مورد مراجعه و استفادۀ عرفا و ادبا بوده است. این کتاب از جهت اشتمال بر یک دوره تعلیمات عرفانی به صورتی کامل در نوع خود کم نظیر و از نظر شیوایی و در بر داشتن تعبیرات فصیح و نکات نادر لغوی و دستوری از شاهکارهای گرانمایۀ زبان فارسی است. این اثر جاودانی در پنج باب تألیف گردیده و باب پنجم آن شامل نکاتی ارزنده از زندگی طبقات مختلف مردم و آئینۀ روشنی از وضع اجتماعی ایران در روزهای جنگ و کشتار مغول است که همواره مرجع موثق و معتمدی برای محققان خواهد بود.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۲  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: استاد عشق

گفتگو و نگارش: ایرج حسابی

انتشارات: سازمان چاپ و انتشارات

چاپ 44، مهر 1388

این کتاب نگاهی است به زندگی و تلاش های پروفسور سید محمود حسابی؛ پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران. فرزند ایشان ایرج حسابی در مدت چند سال حاصل گفتگوهای خود با پدر را در این کتاب مسطور داشته تا شرح تلاش های یکی از بهترین فرزندان این سرزمین حفظ شده و چراغ راه آیندگان و الگوی راهپویان مسیر معرفت و دانش قرار گیرد. مطالعۀ این کتاب ارزنده و خواندنی را به تمامی دوستان توصیه می کنم.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: برنده تنهاست

نویسنده: پائولو کوئلیو

مترجم: آرش حجازی

انتشارات: کاروان، چاپ اول، 1388

برنده تنهاست به گفتۀ خود پائولو کوئلیو، عکسی فوری از جهانی است که در آن زندگی می کنیم. ماجرا ظرف فقط بیست و چهار ساعت در جشنوارۀ فیلم کن رخ می دهد. اما برای ایگور مالف؛ کارآفرین ثروتمند روس مهم نیست در این جشنواره و در دنیای سینما چه رخ می دهد. ایگور به کن آمده تا همسر سابقش و تنها عشق زندگیش؛ اوا را به هر قیمتی که شده به سوی خودش برگرداند. برای جلب توجه اوا، قاتلی زنجیره ای می شود، چرا که زمانی به همسرش قول داده که برای باز گرداندن او حاضر است جهان های زیادی را نابود کند. در پشت صحنۀ این مأموریت بیمار گونه، تهیه کننده ها، هنرپیشه های مشهور، جوان های عاشق بازی در سینما، شهرت های رو به زوال، مدل ها و طراحان برجستۀ دنیای مد حضور دارند که چهرۀ مخدوش «ابر طبقه» را به تصویر می کشند. طبقۀ برگزیده ترین برگزیده ها، یعنی همان کسانی که روش زندگی مردم را در جهان تعیین می کنند. هنگام خواندن این رمان، خواننده بارها در تعیین ملاک های خیر و شر دچار تردید می شود. پائولو کوئیلو با تشریح رفتارها و روش زندگی این شخصیت ها که از شخصیت های واقعی الهام گرفته شده اند، رمانی خلق کرده است که هم گواهی بر زوال ارزش های معنوی در جهانی است که تنها به ظاهر اهمیت می دهد، و هم خواننده را با استادی مسحور می کند تا به دنبال کردن ادامۀ داستان ترغیب گردد. در این کتاب کوئلیو از فضاهای پیشین به در آمده است و بعدی جدید از دنیای درون خود را آشکار می کند، از جریانات عرفانی به شکل بارز قبل در این رمان اثری نیست اما با تدقیق بیشتر در جاهایی از آن می توان به رگه های ظریفی از آن دست یافت.

جملاتی برگزیده از این کتاب:

- وقتی از کسی می خواهی آرام بشود، او را عصبی تر می کنی.

- آینه درست باز می تاباند، اشتباه نمی کند، چون نمی اندیشد. اندیشیدن لاجرم همان خطا کردن است.

- فکر کن به «کاخ سفید» می گفتند کاخ سیاه، آن وقت همه فکر می کردند این خانه محل سکونت اهریمن تاریکی است.

- هنرمندان کتاب هایی می نویسند یا فیلم هایی می سازند که همه می گویند نتیجه نمی دهد و کسی به دنبال این مضامین نیست، اما همین هنرمندها سرانجام غول های بزرگ فرهنگ عامه می شوند. کشیشان به جای عشق که می گویند مهم تر از همه چیز است، از ترس و احساس گناه استفاده می کنند و نتیجه اش این است که کلیساهایشان پر از مؤمنان می شود. همه خلاف گرایش عمومی عمل می کنند، به جز یک گروه؛ سیاستمداران. اینها می خواهند همه را راضی کنند و از کتاب راهنمای رفتارهای درست پیروی می کنند، آخرش هم رسوا می شوند، عذرشان را می خواهند، سرنگونشان می کنند.

- آدمها برای این در صحرا گم می شوند که سرنوشتشان را به دست سراب ها می سپرند.

- مرگ برای بعضی ها گذرگاهی به وضعیتی متعالی تر است. گروهی هم اطمینان می دهند که مرگ وضعیت موقتی است و روحی که قبلاً جسم را اشغال کرده بود، بعدها بر می گردد تا بهای گناهانش را بپردازد یا از برکاتی که در حلول پیشینش از او دریغ شده، لذت ببرد.

- دریای پیش روی ما، هر بار که دانۀ شنی را به اعماقش می برد، تمام اروپا کوچک تر می شود، اما ما متوجه نمی شویم؛ چرا که فقط یک دانۀ شن است، اما در همان لحظه قاره ای تحلیل رفته است.

نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: نشان از بی نشانها 

مؤلف: علی مقدادی اصفهانی

انتشارات: اسدی، 2 جلد

این کتاب شرح حال یکی از عارفان بزرگ دوران قاجار در اصفهان به نام شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی است که توسط فرزند بزرگوار و عارف ایشان؛ علی مقدادی اصفهانی به رشتۀ تحریر در آمده است. این کتاب مشحون از حکایت هایی از جریانات زندگی این عارف فرزانه، کرامات و سخنان اوست که لطایف و نکته های بسیاری را در خود گنجانده است. مقدمۀ کتاب نیز قابل توجه بوده و به برخی از عارفان گمنام که در اصفهان می زیسته اند نیز اشاراتی دارد. خواندن این کتاب را به اهالی سلوک به خصوص کسانی که در خطۀ معرفت خیز اصفهان می زیند توصیه می نمایم.

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: اللمع فی التصوف

نام نویسنده: ابونصر سراج طوسی

انتشارات: اساطیر

ترجمۀ: دکتر مهدی محبتی

«اللمع فی التصوف» از مآخذ مهم و از آثار گرانبهایی است دربارۀ سیر و سلوک تصوف که به قلم یک ایرانی فرزانه به زبان عربی در قرن چهارم ه.ق تألیف شده است. متن انتقادی اثر را رینولد نیکلسون؛ محقق نامدار ادبیات عرفان اسلامی پس از کوشش و تلاش بسیار به همراه خلاصۀ آن به زبان انگلیسی در سال 1914 میلادی منتشر کرد. ابونصر سراج که جزو بزرگان اهل تصوف در قرن چهارم است در این کتاب به معرفی و خاستگاه تصوف، عقاید متصوفه و آداب آنان، شرح مراحل سلوک و آداب خانقاه و سایر مسائل مربوط به تصوف می پردازد و این کتاب یکی از منابع اصلی و مرجع برای رهجویان و پژوهندگان در زمینۀ تصوف و عرفان ایران به شمار می رود.

نوشته شده در  شنبه سوم دی ۱۳۹۰  توسط وحید عمرانی  | 



نام کتاب: ذره و خورشید

(عشق و عرفان و جلوه های آن در شعر فارسی)

نویسنده: دکتر داریوش صبور

انتشارات زوّار

در معرفی این کتاب می توان گفت که کتابی بسیار شیرین و خواندنی برای علاقه مندان عرفان و مباحث عشق الهی است. در این کتاب به مفاهیمی همچون عشق مجازی و حقیقی، تأثیر جمال در عشق، عشق از دیدگاه اهل عرفان، پیشینۀ تاریخی و چگونگی اندیشه های عرفانی، فرقه های تصوف و عرفان، اصول و عقاید در تصوف اسلامی، سیر تصوف تا روزگار ما، تصوف در خارج از ایران، خانقاه ها، عرفان و عشق، جلوه سازان عشق و عرفان و ... پرداخته شده است. خواندن این کتاب را به تمامی علاقه مندان عرفان و شعر و ادب فارسی توصیه می نمایم.

نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: گنجینـة الاسرار

سرودۀ: عمان سامانی

انتشارات اسوه ، 1386

کتابی که به معرفی آن می پردازم نه تنها در ایام محرم بلکه به دلیل عمق زیاد مطالب عرفانی و شهودی در همۀ احوال، منبعی ارزشمند برای مطالعه و صیقل دهندۀ ارواح بشری است. میرزا نورالله عمان سامانی ملقب به تاج الشعراء از شعرای بنام نیمۀ دوم سدۀ سیزدهم و اوایل سدۀ چهاردهم به شمار می رود. زادگاه او شهر سامان واقع در استان چهار محال و بختیاری است. پدران او همگی افرادی ادیب، شاعر و عارف مسلک بودند. پدرش مرحوم میرزا عبدالله متخلص به «ذرّه» مؤلف کتاب جامع الانساب بود. جدّش میرزا عبدالوهاب متخلص به «قطره» و عمویش میرزا لطف الله متخلص به «دریا» از شعرای سرشناس عهد ناصری بوده و همگی در ادب و عرفان دستی داشته اند اما اشتهار هیچکدام به «عمان» نمی رسد. مرحوم محیط سامانی فرزند عمان در سال 1290 هجری قمری به در سامان به دنیا آمده و به سال 1355 قمری در سن 65 سالگی در همان دیار بدرود حیات گفته است. میرزا عبدالله ذرّه؛ پدر عمان تاریخ تولد فرزند خود را شب شنبه نوزدهم ذی الحجۀ سنۀ 1258 قمری مرقوم داشته است. از یکی درویشان قدیمی اصفهان شنیدم که عمان در ابتدای کار به جستجوی پیر و مرشدی کامل به منظور ورود در سلوک عرفانی به اصفهان می آید. همزمان با این جریان میر محمدهادی نعمت اللهی ملقب به «هادی علیشاه» و معروف در میان عرفا به «هادی المضلّین» به معنای «راهنمای گمراهان» که هم اکنون در جنب تکیۀ خاتون آبادی تخت فولاد در سرداب تکیه آغاباشی مدفون هستند، بدون اینکه کسی خبر آمدن جوانی گمنام را از روستایی کوچک در چهارمحال به ایشان داده باشند درویشی را به حاشیۀ شهر اصفهان برای استقبال از عمان می فرستند. آن درویش عمان را به خانقاه حضرت هادی علیشاه آورده و از آن پس عمان تحت رهبری معنوی ایشان قرار گرفته و مراتب سلوک و طریقت را زیر نظر بصیر ایشان می پیماید. گنجینة الاسرار عمان سامانی یکی از شاهکارهای ادب شیعی به شمار می رود. تمامی این اثر در حین کشف و شهودهای عرفانی و در حالت جذبۀ عمان سروده شده و او چند بار به این مسئله در میان ابیات این مجموعه اشاره می کند و هر جا که احساس می کند این سرمستی روحانی رو به کاهش نهاده است از باطن پیر جلیل خود در اصفهان استمداد می کند تا دوباره به آن سکر و جذبۀ لازم رسیده و اشعار این مجموعه را ادامه دهد:

ای سرا پا عقل خالص، روح پاک / از چه جسمی زاده ای روحی فداک؟

ای وجودت در صفا مرآت حق / بهره مند از هر صفت جز ذات حق

ای ز شبهت مادر گیتی عقیم / ای به حق ما را صراط المستقیم

ای شب جهّال را تابنده ماه / ای به ره گم کردگان هادیّ راه

از تو آمد مقصد عارف پدید / چشم حق بینان خدا را در تو دید

مدتی شد هستم ای صدر کبار / این بساط کبریایی را غبار

اندک اندک طاقتم را کاهش است / از تو ای ساقی مرا این خواهش است

بازمان زان باده در ساغر کنی / حالت ما را پریشان تر کنی

تا بگویم بی کم و بی کاستی / آری آری مستی است و راستی

شرح آن سرحلقۀ عشاق را / پر کنم گنجینة الاسرار را ...
ادامه مطلب...
نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: دنیای سوفی (داستانی دربارۀ تاریخ فلسفه)

نویسنده: یوستین گردر

مترجم: حسن کامشاد

چاپ تهران، انتشارات نیلوفر

نویسندۀ این کتاب؛ یوستین گردر در سال 1952 در نروژ به دنیا آمد. سالها در شهر برگن فلسفه تدریس کرد و پیوسته در فکر متن فلسفی ساده ای بود که به درد شاگردان جوانش بخورد. چون متن مناسبی نیافت، خود نشست و دنیایی سوفی را در سال 1991 نوشت. کتاب با استقبال غیر منتظره ای رو به رو گردید و در همان چند سال اول انتشار به بیش از سی زبان ترجمه شد و تا کنون میلیونها نسخه از آن در جهان فروش رفته است. گردر، استاد ساده نویسی و ایجاز است. سه هزار سال اندیشه را در ششصد صفحه می گنجاند و زیرکانه از قول گوته می گوید: «کسی که از سه هزار سال بهره نگیرد، تنگدست به سر می برد.» و چه راحت مباحث پیچیدۀ فلسفۀ غرب را بی آنکه مبتذل شود، به زبان ساده و شیوا و همه فهم بیان می کند. از جمله بهره جویی مسیحیت را از نظریه های افلاطون و ارسطو، ریشه گرفتن فرهنگ اروپایی را از فرهنگ سامی و هند و اروپایی، هگل را و بحث آنچه عقلی است ماندنی است، و دوران خود ما را و انسان محکوم به آزادی را و غیره و غیره. توجه داشته باشید که «دنیای سوفی» رمان است، رمانی خود آموز با طرح و بسطی گیرا و دلنشین دربارۀ هستی و علت محبوبیت آن در سراسر جهان همین است. خواندن این کتاب را به دوستان گرامیم توصیه می کنم.

نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۸۹  توسط وحید عمرانی  | 


نام کتاب: فتوت نامه ها و رسائل خاکساریه (سی رساله)

مؤلف، تصحیح و توضیح: مهران افشاری

انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

تهران، چاپ اول، 1382

این کتاب مشتمل بر سی رساله از رسائل اهل فتوت و درویشان خاکسار است که برای نخستین بار منتشر می شود. مؤلف در مقدمۀ کتاب از چند لحاظ فتوت را بررسی کرده و کوشیده است توضیح دهد که چگونه جوانمردی از عیاری و سپاهی گری به قلندری و خاکساری انجامید. اگر سخن برخی دانشمندان را بپذیریم که فولکلور، فرهنگ و ادبیات مردم عامی است که از گذشتگان به صورت مکتوب به جای مانده است، این کتاب درست با چنین تعریفی از فولکلور مطابقت دارد. گذشته از پژوهندگان فرهنگ و ادب عامۀ ایران، هم پژوهشگران تاریخ اجتماعی ایران را به کار می آید و هم مرجعی مهم است از برای پژوهندگان عرفان و تصوف اسلامی، خاصه شاخۀ ایرانی و عامیانۀ آن که با فتوت آغاز می گردد و به خاکساری می انجامد. این کتاب نمودار فرهنگ و تمدن نیاکان ما است و آداب و افسانه ها و اعتقادات طبقۀ عامۀ ایران در اعصار گذشته را نشان میدهد.

نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۸  توسط وحید عمرانی  | 


کتاب مستطاب «رسالۀ روح الارواح» نوشتۀ شیخ احمد سمعانی از مشایخ طریقت در قرن 5 و 6 هجری قمری است. شهاب الدین ابوالقاسم احمد بن ابی المظفر منصور السمعانی ، صوفی صافی و مفسر عظیم الشأن یکی از بزرگان خانوادۀ مشهور سمعانی در مرو بوده است. خانوادۀ او از پدر و عمو و پدربزرگ همه از بزرگان و مؤلفان زمان خود بوده اند. از مطالعۀ روح الارواح اثر کم نظیر احمد سمعانی در می یابیم که او دوستدار شعر و خود شاعر بوده است و جابجا از اشعار خود و شاعران دیگر خصوصاً سنایی غزنوی استفاده می کند. تولد این شیخ بزرگ و صوفی حقیقی را چهارصد و هشتاد و هفت و رحلت او را پانصد و سی و چهار نوشته اند. ظاهراً غیر از کتاب روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفتاح اثر دیگری از وی در دست نیست. متن این رساله باغ زیبایی است پر از گلهای عطرآگین سخن و نصایح که با اشاره به قلندران و اهل سیر و سلوک در سر تیترها با عنوان «ای درویش» و یا «ای جوانمرد» انسان را با رحمانیت خداوند آشنا می کند تا انسان با بت درون که زاییدۀ شیطان است مبارزه کرده و در آفاق و انفس سیر نماید تا رستگار شود. در جایی گوید «هزار هزار جان فدای کسی باد که تخت بتان بشکند پس بمیرد. با بت به گردن فرو آویخته به گور فرو شدن خوش نباشد.» و داستانهای زیبا و آموزنده می آورد و از قرآن کریم و زندگی پیامبران سخن می گوید تا چراغ راهی باشد برای روشن شدن انسان که بتواند به راحتی با شرک و بت پرستی مبارزه نماید و جز به ذات حضرت باریتعالی ایاک نعبد و ایاک نستعین به غیر او نگوید و تنها او را بپرستد. شیخ در این رساله قیامت را شحنه و دوزخ را زندان و بهشت را بوستان و بالاخره قرآن را هزار دستان می نامد و از زبان حضرت حق می گوید که ای بندۀ من اگر طاعت کنی قبلو بر من و اگر سؤال کنی عطا بر من و اگر گناه کنی عفو بر من و در ادامه بزرگترین دولت را برای هر انسان انه کان ظلوماً جهولا می داند و می فرماید که دلهای همۀ مشتاقان زیر نظر خداوند یکتاست و تنها جمال و انس و سرور و راحتی و طرب در کوی اوست و مشتاقان کوی او را غمی نیست و او گرسنگان و کشته شدگان کویش را دوست دارد و مردم سیر و بیخبر از افتادگان و نیازمندان را دوست نمی دارد و عاشقان کوی خود را دنیا دوست و زهد فروش و متزوّر و سلطه طلب و خود بین نمی خواهد و کشته شدگان کوی خود را بل احیاء عند ربهم می فرماید و آ نان را در بهشت ، مقام رفیع داده و صاحب رزق و روزی قلمداد می کند.

در پایان رساله در رابطه با مهربانی و الطاف خداوندی می فرماید «ای جوانمرد شیر ، شفقت مادری دارد اما چنگال تیز دارد و مور در بچه شیر افتد شیر خواهد که به حکم مهر مادری مور از او جدا کند لیکن تیزی چنگال را چه کند؟ اگر چنگال تیز نباشد شیر نباشد و اگر شفقت نباشد مادر نباشد. شیر مادری با مهر و محبت است و از مهر مادری شفقت می زاید و از صفت شیری ، هیبت و خداوند در عین حال که اکرم الاکرمین است جبار و قهار نیز هست.» . و تو ای درویش و جوانمرد وقتی قدم در کوی او خواهی گذاشت که در همۀ احوال عبادت او کنی و از تن پروری و تکبر و سلطه گرایی و خودبینی و مال اندوزی اجتناب کنی و دست افتادگان و بینوایان گیری و به هر چه به تو ارزانی داشته قناعت کنی و شاکر باشی که او آگاه بر همۀ حالهاست. چون بر تمام کائنات احاطه دارد می تواند به هر چه داده به آنی بگیرد و به هر که بخواهد هر چه و به هر اندازه دهد و از همه چیز و همه کس بی نیاز گرداند. پس از آنچه دست داده و چند روزی بیش ماندگار نیست دل خوش مدار و ستم مکن و بر آنچه که حکم او روا داشته و از تو گرفته و یا خواهد گرفت پریشان و در هم مباش و جنگ مکن.

رسالۀ روح الارواح مورد توجه و مطالعه و تحقیق و بررسی و اقبال آقای پروفسور ویلیام چیتیک ؛ استاد ادیان دانشگاه ایالتی نیویورک در استونی بروک واقع گردیده و شرح مفصلی بر آن نوشته است. (به نقل از مقدمۀ کتاب نوشتۀ داوود رواسانی که خطاطی کتاب را نیز بر عهده دارد). نمونه ای دیگر از متن کتاب :

«هو ، خاص ترین همه نام هاست. هر اسمی که بر زبان برانی ، لب بجنبانی اما «هو» کلمه ای است که زبان و لب را که وکیل و دربان دل اند با او کار نیست. از سر زبان بر نیاید. از میان جان و قعر دل برآید. هو باید که از قعر دل مترقی گردد به نفس پاک از دل پاک از سرّ پاک از ضمیر پاک از باطن پاک کرده قصد درگاه پاک کند گذران و روان و برّان چون برق خاطف و ریح عاصف ؛ نه چیزی به او درآویخته و نه او به چیزی درآویخته. اگر به عالم قدرت نظر کنی ، عرش تو را ذره ای نماید و اگر به عالم حکمت نگری ذره ای تو را عرشی نماید. با دوست بودن بی هیچ چیز خوش است و بی دوست با همه چیز ناخوش است. هر که از دوست محجوب است در عین بلیّت است اگر چه کلید خزاین ملک در آستین دارد و هر که به لطف دوست مجذوب است در عین عطیّت است اگر چه نان شبانگاهی ندارد.» این کتاب ارزشمند را انتشارات زرین در سه هزار نسخه در سال 1382 منتشر کرده است و مطالعۀ آن را به تمامی علاقمندان عرفان ایران و رهروان کوی حقیقت توصیه می نمایم.

نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور ۱۳۸۸  توسط وحید عمرانی  | 


اخیراً با کتابی آشنا شدم به نام «شطح نو ، سخنان شماس خراسانی عارف قرن هیچدهم» که در سال 1386 توسط هیوا مسیح نویسندۀ خوش ذوق تنظیم و منتشر شده است. برای آشنایی بیشتر شما با این کتاب در اینجا متن کامل مقدمۀ آن را به قلم هیوا مسیح نقل می کنم :

قرنها پیش ، شاید هم قرنها بعد ، پیری در کوهستان های شمال خراسان زندگی می کرد ، پر راز و عجیب. او دوست و خویش همه بود و غریب با همه. می گفتند : ناگهان او را در شهر مشهد دیده اند که تازه از نیشابور آمده بوده و حالا داشته به سینما می رفته ؛ و ناگهان در آلاچیق خودش که بر فراز زیباترین بلندی های منطقۀ گولیل ساخته بود ، به ذکر نشسته. و گاه او را در تهران دیده اند که به سمت فرودگاه می رفته تا سری به پاریس بزند و از آنجا ناگهان در گرانادا پیدایش می کنند ؛ همان روز کسی او را در مکه در حال طواف دیده ؛ و کسی دیگر همان روز او را در خرقان و بسطام می بیند. او مردی امّی بوده ، ولی کسانی می گویند از کسانی شنیده اند که به چندین زبان زندۀ دنیا از جمله زبان گیاهان و پرندگان سخن می گفته. تنها باری که او را در حال نوشتن دیده اند ، روزی بوده که با مدادی کوچک در هوا چیزی می نوشته.

می گویند ، وقتی او را می یابند که در آلاچیق کوچکش ، کنار بز کوچکش و باغچۀ گوجه فرنگی و کوزۀ پر آب ، مرده بود ؛ بی آنکه هیچ کرم و خزنده و جونده ای پیکرش را خورده باشد و بدنش بویی گرفته باشد. وقتی اهالی روستای نزدیک بلندی های گولیل ، می خواهند پیکرش را بردارند و بشویند و نماز بخوانند و خاکش کنند ، به محض دست زدن همۀ پیکرش چون خاکستر فرو می پاشد و بادی وزیده ، در همه جا پراکنده می کند. آن روز در آلاچیق او فقط یک دست لباس ، یک چمدان سفری کوچک خالی و یک ضبط صوت کوچک پیدا می کنند. در آن ضبط صوت صدایی می شنوند که گویا صدای خود او بوده و حرفهایی زده ، مثل اینکه دربارۀ کسی یا شاید در بارۀ خودش یا با خودش حرف می زده. می گویند حرفهای او را تا زمانی که ضبط صوت کوچک باطری داشته گوش می دادند و بعد از تمام شدن باطری ، نمی دانند با آن چه کنند ؛ پس در خانۀ یکی از اهالی نگهداری می کنند تا کسی به شهر برود ، باطری بخرد یا آن را به شهر ببرد و به کسی بدهد که از حرفهای او سر در آورد. بعد هم همه چیز از یادشان می رود و ضبط صوت و کاست ، در بازی های کودکانۀ بچه های روستا گم می شود.

سالها پیش ، وقتی برای جمع آوری گیاهی کمیاب به بلندی های گولیل در شمال خراسان رفته بودم ، باد تابستانی می وزید و غبار نازکی از سطح علفها و زمین بر می خواست ، ناگهان از زیر خاک نرم کنار گیاه گوجه فرنگی ، که گوجه های بسیار کوچکی داشت ، گوشۀ کاستی تیره رنگ نظرم را جلب کرد. برداشتم و چون غنیمتی ، به همراه چند گوجۀ قرمز کوچک به خانه آوردم. روزها بعد ، کاست را ترمیم کرده و گوجه ها را که حالا خشک شده بود ، در گلدان بزرگی کاشتم و حالا هنوز هم هر سال ، این گیاه را می کارم و گوجه های قرمز کوچکی از آن می روید که بو و طعم عجیبی دارد. اما با شنیدن صدای مردی در کاست پیر ، همۀ زندگی ام در هم ریخت. پس به گولیل برگشتم و سراغ صاحب صدا را گرفتم. ماجرای او سینه به سینه طی شاید قرنی یا قرنها ، نقل شده بود. زندگی پر راز و عجیبی که در این یادداشت آمد. اما تنها کسی که نام او را می دانست پیرمردی صد ساله بود که در بستر بیماری خوابیده رو به مرگ بود. اهالی روستای نزدیک بلندی های گولیل گفتند : شاید او نامش را بداند. پیر گفت : شماس خراسانی.

آنچه در این کتاب می خوانید حرفهای شماس ، عارف پیر گمشده ای است که در قرن هیچدهم می زیسته ، او همسایۀ قرناقرن ماست. او نه مقبره ای دارد و نه سنگ مزاری ؛ ما هم حالا پذیرفته ایم که او در خویشتن مرده و سنگ مزارش گیاه گوجه فرنگی کوچکی است که همه ساله در بلندی های گولیل و در گلدان خانۀ من سبز می شود ، گل می دهد و گوجه های قرمز کوچکی از آن متولد می شود که بو و طعم عجیبی دارد.

نمونه ای از متن کتاب :

- کسی پرسید : چگونه عارف شدی؟ گفتم : مسیر پرواز پرنده ای تغییر کرد.

- گفت : در سفرم به سویی. اما آنکه سفر می کند ، نه من ، جاده است که به سوی من می آ ید.

- گفت : سالی در نیویورک بودم ، کسی گفت : چگونه عارفی تو که عارف در بیابان است؟! گفتم : چون بیابان در من است.

- گفت : خوابی دیدم : چندان گناه کردم که در بهشت به رویم باز گشودند.

- گفت : همه چیزم را فروختم برای خرید «هیچ».

- گفت : روزی در راه الاغی به سویم آمده بویم کشید ، در دم ، علفی شدم.

- گفت : رفته بودم شبان شوم ؛ که غفلت شبان را خالص تر می دیدم تا غفلت موسی.

- گفت : کسی پرسید : تصوف چند مقام است؟ گفتم : چهل و یک مقام. گفت : آن یکی تو افزوده ای؟! گفتم : نه ، زمان افزوده است. گفت : چیست آن؟ گفتم : تنهایی ، یکتایی.

- و گفت : شبی در خواب نزد خدا رفته بودم و دل از شوقی بزرگ می تپید سخت ؛ صبح که برخواستم در سینه ، دلی نبود.

همۀ دوستان عزیز و گرامیم و تمامی خوانندگان این وبلاگ را به خواندن این کتاب دعوت می کنم.

نوشته شده در  شنبه بیستم تیر ۱۳۸۸  توسط وحید عمرانی  | 


اسلایدر