«عشق»
عشق با انتظار نمی پاید. زمانی که پای انتظار به میان می آید باید به آنچه عشق می پنداشتیم شک کنیم. انتظار یعنی من از تو چیزی می خواهم در عوض آن چیزی که به تو می دهم. این معامله است. عشق، معامله نمی شناسد. عشق یعنی من بدون چشمداشت به تو می بخشم، یعنی من انتظاری ندارم که تو چه می توانی به من بدهی بلکه مترصد آن هستم که من چه می توانم به تو ببخشم بدون هیچ چشمداشتی. عشق، ایثار محض است، مستحیل شدن است، حل در معشوق است، خورشیدی است که مدام می تابد، آبی است که مدام سیراب می کند و زمینی است که مدام زایش دارد. عشق واقعی و خالص دوای همۀ دردها و راه حل تمامی مشکلات جهان بشری است. مانند کیمیاست، کمیاب و دیریاب اما گرانبها و معجزه آسا. به دست آوردن این کیمیا در خواستن نیست بلکه در بخشیدن است. اگر می خواهیم عشق واقعی را به دست آوریم باید تا آنجایی که می توانیم خودمان عشق نثار کنیم. آن کسی که باید، این عشق را دریافت می کند و به ما خواهد پیوست.