«تحلیل یک ضرب المثل»
برخی از اشتباهات و سخنان نادرست بارها پیش آمده که به صورت مثل سائر درآمده و به عنوان یک ضرب المثل جا افتاده اند در حالی که مفهومی غلط دارند. یکی از این ضرب المثل ها این است که «نبین کی میگه، ببین چی میگه». اینکه ما تنها به سخن بنگریم و نه گویندۀ آن سخن آیا می تواند درست باشد؟ به زعم من خیر چنین نیست. آیا کودکی که از روی دلسوزی و دوست داشتن به گوسفندی آب می دهد با قصابی که قبل از سر بریدن به گوسفند آب می دهد، هدف و مقصد یکسانی دارند؟ آب همان آب است؛ خنک و زلال و گوارا اما آیا می شود گفت که این آب در دستان آن کودک با همان آب در دستان قصاب تفاوتی ندارد؟ به قول شاعری معاصر:
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند
بسیاری از افراد که در مسیرهای نادرستی قرار دارند ممکن است سخنان درستی به زبان آورند اما می باید دید که چه هدف و مقصدی را در پشت سخن حق خود پنهان کرده اند. مولانا در دفتر اول مثنوی می گوید:
حرف درویشان بدزدد مرد دون
تا بخواند بر سلیمی زآن فسون
کار مردان روشنی و گرمی است
کار دونان حیله و بی شرمی است
به همین خاطر است که گویندۀ حرف هم مهم است و نه فقط حرف، به هر دو باید توجه کرد. ضرب المثل دیگری در این زمینه داریم که تندروی کمتری از این مثل داشته و می گوید: «حرف حق و زبان ناحق» یعنی ممکن است فردی که خود بر حق نیست، حرف حقی را هم به زبان بیاورد. در این مثل دوم تأییدی که در مثل اول است وجود ندارد و از تعادل و صحت بیشتری برخوردار است. در مثال دیگری می توان گفت که وجه رایج در دستان یک فرد نیکوکار می تواند به غذا و پوشاک برای نیازمندان تبدیل شود اما همین وجه در دستان یک جنایتکار به سلاح و مواد منفجره برای کشتن بی گناهان تبدیل خواهد شد. پول یکی است اما موارد مصرف و مقصد از خرج کردن آن تفاوت دارد، سخن نیز به همین ترتیب است.
علاوه بر مسئلۀ مقاصد اصلی و نهانی، شنیدن حرفی حق و درست از کسی که اهل همان حرف باشد بسیار خوش تر است و از تأثیر گذاری بیشتری هم برخوردار است تا شنیدن همان حرف از کسی که اعمال و سکناتش با آنچه می گوید از زمین تا آسمان تفاوت دارد. به قول شیخ اجل؛ سعدی: «عالم بی عمل به چه ماند؟ به زنبور بی عسل.»
✍🏻 وحید عمرانی
«درس طبیعت»
در قرنطینهای که به خاطر کرونا به وجود آمده، اتفاقی افتاده که لازم است حتما به آن توجه شود و لابهلای اخبار مرگ و میر محو نشود. در این مدت کمی که اتومبیلها بیرون نمیروند، کارخانهها کار نمیکنند، انسانها تردد نمیکنند و گازهای گلخانهای کمتری متصاعد میشوند، اگر کمی دقت کنید متوجه میشوید که آسمان مثل آسمان پنجاه سال پیش صاف و پاک شده و جالبتر اینکه دانشمندان اعلام کرده اند که لایهی ازن در حال ترمیم شدن است. این ثابت میکند که زمین اگر فرصت بیابد به سرعت خودش را پاکسازی و بازسازی میکند درست همانند یک تن زنده، اگر انسان بگذارد. زمین یک موجود زنده است که نفس میکشد و درک میکند. این نکتهی بسیار مهم و درس بسیار بزرگیست که ویروسی کشنده آن را به ما یادآوری کرد. بقای ما در گروِ بقای طبیعت و سلامت ما وابسته به سلامت طبیعت است. بیایید تا از این پس طبیعت؛ این مادر باستانیمان را گرامی بداریم و در جهت حفظ و بقایش بکوشیم. ما انسانها تنها ساکنان این سیاره نیستیم و لازم است تا به حیوانات و گیاهان نیز امکان بقا بدهیم. آیندگان نیز باید امکان و اجازهی استفاده از این زمین را داشته باشند، با خودخواهیهای خود حق حیات را از آنان نگیریم، آنها کسی نیستند جز فرزندان ما.
✍🏻 وحید عمرانی