با سلام به همراهان همیشگی و عزیز وبلاگ معرفت، وبلاگ جدیدی ساخته ام با نام کتاب نما که در آن کتاب هایی را که خوانده و می خوانم شرح و معرفی می کنم و بخش هایی برگزیده از آنها را برای نمونه در مطالب ذکر می کنم. اطمینان دارم که وبلاگ مفیدی خواهد بود و مورد استفادۀ علاقمندان کتاب و مطالعه قرار خواهد گرفت. از تمامی عزیزانی که از وبلاگ معرفت بازدید می کنند می خواهم که وبلاگ کتاب نما را نیز ببینند و در صورت علاقمندی آن را جزو لینک دوستان وبلاگ خود دربیاورند. وبلاگ کتاب نما را نیز همانند وبلاگ شعر کوتاه هر روز با مطلبی تازه به روز خواهم کرد. پس از بازدید از وبلاگ کتاب نما بنده را از نظرات ارزشمندتان بهره مند سازید تا روند معرفی کتاب و نشر دانش را با کیفیت بهتری انجام دهم. آدرس وبلاگ جدیدم کتاب نما: http://ketab60.blogfa.com/

نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند ۱۳۹۴  توسط وحید عمرانی  | 


باب سی و دوم

در ذکر کسانی که دربارۀ روح به غلط افتاده اند

 

شیخ گفت: گروهی هم دربارۀ روح دچار خطایند و گرچه گروه های متفاوتی هستند اما همگی در کنارۀ آتش و هلاکتند چه در باب چیزی می اندیشند که خداوند آن را از قلمروی اندیشه دور ساخته و علم را در درک آن توان نداده است. گروهی گفته اند روح نوری از نورهای خداست و پنداشته اند که روح نور ذات خداوند است و با این پندار خود را تباه ساخته اند. گروهی دیگر گفته اند روح گونه ای از حیات خداست و دیگری گفته است روح ها مخلوق هستند و روح القدس ناآفریده و از ذات خداوند است. گروهی دیگر گفته اند روح عوام مخلوق است و روح خواص غیر مخلوق. گروهی گفته اند روح ها قدیمند و دچار عذاب و مرگ و کهنگی نمی شوند. گروهی دیگر بر آنند که روح ها به طریق تناسخ از جسمی به جسم دیگر می روند. گروهی هم می گویند کافر را یک روح است و مؤمن را سه روح و نبی و صدیق را پنج روح. گروهی دیگر بر این باورند که روح آفریده ای از نور است و گروهی دیگر می گویند که روح روحانیتی است که از ملکوت خلق شده است و گرفتار دنیاست چون پاک شود دوباره به همان ملکوت خویش باز می گردد و گروهی هم می گویند روح دو گونه است؛ روح لاهوتی و روح ناسوتی.

همۀ اینها در باورهای خویش گمراهند و سخت در نادانی و نمی دانند که چه سان باید از این گمراهی و نادانی برهند. علت سرگردانی اینها اندیشه در اموری است که خداوند تعمق و تفکر در آنها را روا ندانسته و دل بندگانش را از آن بازداشته است از جمله روح. خداوند می فرماید: پیامبر! از تو می پرسند روح چیست؟ بگو روح از امر خداست. (اسرا/85)

به نظر من راه و شیوۀ درست در این باره همان است که اهل حقیقت بر آن باورند یعنی همۀ روح ها مخلوق هستند و همین هم امری از امور خداست که بین او و حق واسطه و ابزاری نیست جز این که روح جزء مخلوقات و در قلمروی قدرت و طاعت و در دست اوست. تناسخ نمی پذیرد و از جسم به در نمی آید تا در جسمی دیگر جای گیرد و مرگ را می چشد همان سان که بدن طعم مرگ را می چشد و از خوبی ها لذت می برد. با رنج جسم آزار می بیند و با پیکری که از آن خارج شده محشور می شود. خداوند روح آدم را از ملکوت و جسم او را از خاک آفرید. اما هر گروهی از این گروه هایی که یادشان کردم برای پنداشته ها و گمانه های خویش دلیل هایی می تراشند اما احل حق و اصابت رأی یاوه های آنها را نمی پذیرند و با برهان های روشن گفته هایشان را رد می کنند. سخن را در این باره کوتاه کردم چون که از درازی آن بیمناک بودم و در همان هم که گفتن برای خردورزان و صاحبدلان و مشتاقان علم تصوف به میزان کافی آگاهی و رشد هست.. اگر خدای بخواهد. پایان یافت در دهم ربیع الآخر سال 683 قمری کتابت این رسالۀ شریف.

اللمع فی التصوف / ابونصر سرّاج طوسی

نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند ۱۳۹۴  توسط وحید عمرانی  | 


اسلایدر