«گاتاها، خسروانی ها و نوخسروانی»
«گاتاها»
گات ها یا گاتاها در زبان اوستایی به معنای سرودهاست. در زبان فارسی به آن گاه می گویند و در پهلوی گاس یا گاث گفته می شده است. نام هایی که امروزه بعضی از دستگاه های موسیقی سنتی دارند بر گرفته از همین واژه گات می باشد نظیر سه گاه و چهار گاه. گاتاها را گاهان نیز می گفته اند و بنیاد مزد یسنا به شمار می رود. گاتاها عبارتند از هفده سرود زرتشت که بخشی از کتاب آسمانی اوست و کهن ترین بخش اوستا نیز همین بخش است. زبانِ گاتها، گاتی یا اوستایی کهن است که به گروه زبانهای ایرانی کهن متعلق است و زیر شاخهٔ خانوادهٔ خاوری زبانهای هند و اروپایی، شرق ایران است. زبان این بخش، به کهنگیِ زبانِ ریگ ودا کتابِ مذهبیِ هندوان آریایی است و پیشینهٔ آن دستِ کم به ۸ قرن پیش از میلاد میرسد. بیشترِ آنچه از اوستای گاهانی فهمیده میشود هم از نظر واژگان و هم دستوری تنها به خاطر همین خویشاوندی اوستای گاتی با زبان سانسکریت ودایی است. گاتها برای نخستین بار در سدهٔ هجدهم به همت اوستاشناسان اروپایی شناسایی شد. به گفتهٔ ویلیام ملاندرا: «گاتها در مقایسه با ادبیات سایر ادیان مشرقی شاید مبهمترین و پرابهامترین سرودهها باشند. تقریبأ هر بند از گاتها آماده چندین تفسیر است.»
گاتها از نگاه صرف و نحو و زبان و بیان، روشِ ارائهٔ مطالب، فکر واندیشه، سبک شعر و ویژگیهای دیگر با دیگر بخشهای اوستا تفاوت دارد، ازین روی همهٔ اوستاشناسان و دانشمندان آن را از خودِ زرتشت میدانند. گاتها منظوم و موزون به گونهٔ اشعار دینی ایران باستان اند که به شدت موجز و فشردهاند و از نظر ساختار دستور زبان استثناء هستند. شاید نخست بلندتر و به نثر بوده اما برای در امان بودن از گزند فراموشی و یا دستبرد روزگار، آنها را به نظم در آوردهاند تا بهتر به خاطر سپرده شود. زبان شناسان وزن این اشعار را یافته و قواعد نظم را در آنها تعیین کردهاند. در کل، ۱۷ سرودهٔ گاتها ۲۳۸ بند، حدود ۸۹۶ بیت یا ۵۵۶۰ واژه است که بعدها در میان ۷۲ هات (فصل) یسنا جای داده شدهاند. این ۱۷ سروده با شمارهٔ فصل آنها در یسنا شناخته میشوند. به هر یک از فصلهای یسنا و گاتها، هات گفته میشود.
گاتاها به پنج بخش تقسیم شده اند:
1 – اهونودگاه دربارهٔ نیایشِ خدا، گزینش پیامبر
از آنجا که نخستین واژهٔ آن اهون ویتی خوانده میشده و در پهلوی اهنودگات میخوانند. شامل ۷ هات میباشد. هر فصل مشتمل بر چند قطعه و هر قطعه دارای سه مصراع است؛ و هر مصراع شانزده هجا دارد که پس از هجای هفتم وقف یا سکتهای است (7+9) آغاز آن از شروع هات ۲۸ تا پایان هات ۳۴ است.
2 – اشتودگاه دربارهٔ راز آفرینش، خودشناسی، خداشناسی، اشتاویتی و به پهلوی اشتودگات دارای چهار «هات» است و هر هات به چندین قطعه قسمت شده که هریک پنج مصراع دارد و هر مصراع ۱۱ هجا دارد و سکته یا وقف بعد از هجای چهارم است (4+7) شامل هات ۴۳، ۴۴، ۴۵ و ۴۶ میشود.
3 – سپنتمدگاه دربارهٔ آفرینش و پیرامون آن سپنتامینو، چهار «هات» دارد. هر هات چندین قطعه و هر قطعه ۴ مصراع و هر مصراع یازده هجا دارد، وقف مانند اشتودگات پس از هجای چهارم است (۷+۴) شامل هات ۴۷، ۴۸، ۴۹ و ۵۰ میشود.
4 – وهوخشترگاه دربارهٔ تازه شدن جهان و بهرهٔ کارکرد آدم تنها یک هات دارد، هر قطعه ۳ مصراع و هر مصراع ۱۴ هجا دارد و سکته یا وقف در وسط آن یعنی پس از هجای هفتم میآید (۷+۷( شامل هات ۵۱ میشود.
5 – وهیشتوایشت گاه دربارهٔ والاترین آرزوی اشو زرتشت و اشوان هفت هات دارد، قطعهها مرکب از دو مصراع کوتاه و دو مصراع بلند اند. مصراع کوتاه ۱۲هجایی، با وقف پس از هجای هفتم. (۵+۷) و مصراعهای بلند ۱۹ هجایی با دو وقف یکی پس از هجای هفتم و دیگری پس از هجای چهاردهم است شامل هات ۵۳ میشود.
هر یک از این ۱۷ فصل یا هات نیز دارای نامی میباشند. وجه تسمیهٔ نامگذاری این هفده یسنا به موجب واژههای آغازگرِ هر هات است.
ادامه مطلب...
![]()
لمعات
نویسنده: شیخ فخرالدین عراقی
تصحیح: محمد خواجوی
تهران - انتشارات مولی - چ 1 - 1390
لمعات شیخ فخر الدین عراقی از زیباترین و لطیف ترین و عاشقانه ترین آثار ادبی و عرفانی پارسی است که در قرن هفتم به نگارش در آمده است. این اثر آنقدر مهم بود که بزرگانی چون جامی بر آن شرح ها نوشته اند. شیرینی لمعات به آنست که عراقی که در شعر و نثر هر دو مقام بلندی دارد، تا جایی که حافظ در ستایش او می گوید: «غزلیات عراقی است سرود حافظ / که شنید این رهِ دلسوز، که فریاد نکرد؟» در این کتاب شعر و نثر زیبایش را به هم آمیخته و شاهکاری بی نظیر ارائه داده است. کتاب لمعات با همه اختصارش و گذشته از عمق بىپایانش در عرفان، یکى از شاهکارهاى بلند نثر فارسى است و با نهایت موجز بودن بسیار شورانگیز و طرب فزاست، بگونهاى که خوانندۀ با ذوق پس ازخواندن لمعهاى از آن اگر روزى در سماع دائم نباشد، در نشئه ای معنوى بسر خواهد برد.
بخشی از کتاب:
غیرت معشوق اقتضا کرد که عاشق غیر او را دوست ندارد و بغیر او محتاج نشود. لاجرم خود را عین همه اشیاء کرد، تا هر چه را دوست دارد و به هرچه محتاج شود او بود.
غیرتش غیر در جهان نگذاشت
لاجرم عین جمله اشیا شد
و هیچکس هیچ چیز را چنان دوست ندارد که خود را، بدان اینجا که تو کیستی.
«نورز باستانی خجسته باد»

بنده امسال را سال «شادی آفرینی» نام گذاری می کنم و امیدوارم که همه دست به دست هم دهیم و تا آنجایی که توان داریم دیگران را به هر وسیلۀ ممکن به ویژه در قالب هنر شاد کنیم، از غم ها آزاد کنیم و خاطر مردمان را خوش داریم. سال نوی همگی مبارک. شاد باشید.