«انواع دیدگاه ها و عملکردها در مواجهه با دیگران»

 

افراد جوامع بشری در زمینۀ دیدگاه و نحوۀ عملکرد در مواجهه با دیگران به سه دستۀ کلی تقسیم می شوند:

دستۀ اول کسانی هستند که می توان آنها را انسان های برتر یا متعالی نامید. این افراد که در اقلیت نیز قرار دارند برای خود هدف مشخص و معینی تعریف کرده اند و در راستای آن با نیروی هرچه تمام تر حرکت می کنند. این دسته کمترین برخورد را با سایرین دارند چه با عام مردم و چه با کسانی که در دایرۀ ویژه تر و نزدیک تری به ایشان در محیط های خصوصی تر از قبیل محل کار، گروه های اجتماعی، خانواده و ... حضور دارند. سلامت احوال این دسته موجب می شود تا پیشرفت خود را در گرو پیشرفت دیگران ببینند و نه تنها از راه های سالم سعی در رسیدن به هدف عالی خود دارند بلکه دیگران را نیز در رسیدن به اهداف مثبتشان کمک و همیاری می کنند.

دستۀ دوم را می توان انسان های معمولی نامید. این افراد از درِ رقابت در می آیند. آنها با دیگران در رسیدن به هدف رقابت می کنند و سعی می کنند تا با قوی تر ساختن خود از سایرین پیشی گیرند و زودتر از بقیه به مقصد برسند. رفتار این دسته آسیب خاصی را شامل حال دیگران نمی سازد اما سقف نگاهشان بیشتر شامل حال خود و نزدیکانشان می گردد.

دستۀ سوم را می باید آدم های کوچک و حقیر یا کوتوله های مغزی نامید. این قبیل افراد معمولاً وجودی سرشار از عقده به ویژه عقدۀ حقارت دارند. رقابتی که آنها با دیگران برای رسیدن به هدف انجام می دهند رقابتی ناسالم است. آنها به عوض اینکه خود را ارتقا داده، قوی تر ساخته و بالا بروند سعی بر این دارند تا دیگران را پایین بکشند. این افراد به غایت بی شعورند و برای آدم های دیگر ماهیت انسانی قائل نیستند بلکه آنها را به صورت پله هایی می بینند که فقط به خاطر صعود شخص خودشان آفریده شده اند. آنها تلاش بیشتر را به کناری گذاشته و در عوض به حسادت روی می آورند. به کسانی که از خودشان فعال تر، باسوادتر، قوی تر، بلندپرواز تر، زیباتر، برجسته تر و ... هستند به طور آشکار و پنهان حسادت می کنند و حتی در برخی موارد علناً به دشمنی کردن پرداخته و حتی این سیاست را نیز ندارند تا کمی محافظه کاری کرده و در جمع، شخصیت خودشان را خراب نکنند. همواره سعی بر این دارند تا به انحای مختلف از قبیل تهمت زدن، انگ زدن، سخن چینی، غیبت کردن، میانه به هم زدن، توهین و تحقیر، شخصیت کسانی را که رقیب خود می پندارند تخریب کنند و در این راستا از دایرۀ ادب و احترام خارج شده و به واژه های سخیف و مبتذلی برازندۀ شخصیت حقیر خودشان دست می یازند. آنها حتی حاضرند تا گاه برای پیشی گرفتن بر رقیبان خویش از حذف فیزیکی بهره مند شوند و اگر قدرتش را داشته باشند به اندازۀ حوزۀ این قدرت، ویرانی و فلاکت به راه خواهند انداخت. متأسفانه در دوران معاصر و جامعۀ ما تعداد افراد دستۀ سوم کم نیستند و درصد قابل توجهی را به خود اختصاص داده اند. آنها حتی به رده هایی بالا از جامعه از جمله طبقۀ مدیران، هنرمندان، فرهنگیان، مسئولین، صاحب منصبان و حتی صاحب قلمان نفوذ کرده و چهرۀ کریه خود را در پس نقاب این قبیل مناصب و عنوان ها پنهان می کنند تا آسان تر و در مدت زمان کمتری به اهداف خود دسترسی پیدا کرده، آلام و عقده های درونی خود را تسکین بخشند. آنچه در پایان به ذهن می رسد این مثل معروف است که آنچه بگندد نمکش می زنند، وای به روزی که بگندد نمک.

نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶  توسط وحید عمرانی  | 


اسلایدر