
تولد قطب عالم بشریت ، حضرت ولی عصر ، مهدی صاحب زمان بر همگان مبارک باد.
شب سیاه ، شراری ، ستاره ای درصبح / طلوع می کند آری ، ستاره ای درصبح
سکوت ثانیه ها را شکاف خواهد داد / صفیر صاعقه واری ، ستاره ای در صبح
ز دوردست می آید طنین حادثه ای / صدای سمّ سواری ، ستاره ای در صبح
عبور یکّه سواری به دشتهای امید / کشیده رد غباری ، ستاره ای در صبح
ستیغ صولت سرمای سهمگین شکند / سلام گرم بهاری ، ستاره ای در صبح
دل زمین و زمان را اسیر خود کرده است / جمال روی نگاری ، ستاره ای در صبح
کند شهاب سواری شگفت و شیرین کار / به روز حادثه کاری ، ستاره ای در صبح
سواد هر چه سیاهی سپید خواهد کرد / سوار پاک تباری ، ستاره ای در صبح
شمس تبریزی :
ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم. چون زندان ما بوستان گردد ، بنگر که بوستان ما خود چه باشد؟!
ابوسعید ابوالخیر :
کجاش جستی که نیافتی؟ اگر قدمی به صدق در راه طلب نهی ، در هر چه نگری او را بینی.
علی هجویری :
باید چندان بدانی که بدانی که ندانی.
بهاء ولد :
هر لقمه که می خوری ، بدان که آن لقمه تو را می خورد ، و عمر تو را کم می کند.
عین القضات همدانی :
خلق از ابلیس نام شنیده اند. نمی دانند که او را چندان ناز در سر است که پروای هیچ کس ندارد.
ابوبکر مستملی بخاری :
بت اندر عالم بسیار است. یکی از بتان ، کرامات است.
میبدی :
سوختگان درگاه ما را گوی تا دست تهی آرید بر ما ؛ که ما دست تهی دوست داریم. فروشندگان ، دست پر خواهند ، بخشندگان ، دست تهی.
واسطی :
مرید صادق را از خاموشی پیران ، فایده بیش از گفت و گوی بُوَد.
یحیی معاذ رازی :
الهی! مرا اعتماد بر گناه است ، نه بر طاعت ؛ زیرا که در طاعت اخلاص می باید و مرا نیست ، و در معصیت فضل می باید و آن تو را هست.
حشمت علیشاه :
فرزندم! بر آن باش که زشت را زیبا ، زیبا را زیباتر و عالی را متعالی کنی تا به تکلیف انسانی عمل کرده باشی.
جاروب لا :
اشاره است به جملۀ «لا مؤثر فی الوجود الا الله» که نفی ما سوی الله و اثبات یکتایی خدا می کند. سنایی گوید :
پس به جاروب لا فر روبیم / کوکب از صحن گنبد دوار
دوات :
مادۀ مخصوص که در نوشتن از آن استفاده می کنند. در سخنان شیخ عزیزالدین نسفی ، کنایه از عالم جبروت است. وی در کتاب انسان کامل گوید : عالم جبروت را دوات گویند و عالم کبیر دوات دارد و عالم صغیر هم دوات دارد. دوات عالم صغیر نطفه است از جهت آنکه آنچه در عالم صغیر موجود شد ، آن جمله در نطفه موجودند.
اصحاب کیاست :
کسانی که هوشمند و با فراستند. اولیاء الله را اهل کیاست گویند. در روایات ، از صفات مؤمن ، یکی کیاست است.
تساکُر :
خود را به مستی زدن ، تظاهر به مستی کردن. در شرح شطحیات آمده است که تساکر مثل تواجد است و اقتباس نور زیادت.
زواهر علوم :
طریقت را که اشرف و انور علوم است گویند. زواهر ، وصل است زیرا که وصلت به حق موقوف به علم طریقت است.
شغاف :
شدت محبت را شغاف گویند که بر پنج درجه است : امتثال امر محبوب ، محافظت باطن از غیر محبوب ، محبت با محبان محبوب ، پنهان کردن احوالی که میان محب و محبوب رود.
علم حقایق :
یعنی علم به حق ، از جهت ارتباط آن به خلق ؛ و انشاء علم از او به حسب طاقت بشری. مبادی آن ، امهات حقایق است که لازمۀ وجود حق است.
ماهی :
عارف کامل است که مستغرق در بحر معرفت است. مولوی گوید :
این جهان دریاست تن ماهی و روح / یونس محبوب از نور صبوح
گر مسبح باشد ار ماهی رهید / ور نه در وی هضم گشت و ناپدید
نفحات ربانی :
کنایه از تجلیات رحمانی است.
یوسف قدسی :
مراد روح شریف انسانی است که گرفتار بند ظلمتکدۀ تن شده است.
الا ای یوسف قدسی برآ از چاه ظلمانی / به مصر عالم جان شو که مردِ عالم جانی