پیر بادام کلوخ

در خرداد ماه گذشته که سفری سه روزه به قمصر داشتم در بازگشت به طرف اصفهان پس از اینکه قهرود را پشت سر گذاشتیم ، تابلویی در کنار جاده توجهم را جلب کرد که بر روی آن نوشته شده بود زیارت پیراتاقی که بر روی صخره ساخته شده است و مسجد بنا شده در کنار آن بادام. درون آن جاده فرعی پیچیدیم و برای آگاهی از هویت ایشان به سوی محل زیارتگاه رفتیم.

به روستایی رسیدیم به نام الزگ که یکی از اهالی آن به ما گفت که زیارتگاه ، چند کیلومتری جلوتر بر روی کوهی قرار دارد. مسیر را طی کردیم و بنای زیارتگاه را بر روی کوه مشاهده نمودیم و خود را به آنجا رساندیم. حفره ای درون صخره بزرگی بر روی کوه قرار داشت که بر روی آن عمارتی ساخته شده بود. اهالی روستاهای اطراف این مکان را مقدس می شمارند به این دلیل که محل عبادت یکی از مردان حق معروف به پیر بادام کلوخ می باشد. پیر بادام از اهالی روستایی در آن نزدیکی به نام کلوخ است و به زعم بنده این طور به نظر می رسد که دلیل نام گذاری ایشان به پیر بادام ، جریان ریاضت کشی و خوردن یک بادام در روز باشد که یکی از ورودی عبادتگاه در پشت و پایین عمارتکارهای مرتاضان و برخی درویشان به منظور تربیت و مهار نفس و رسیدن به روشن بینی است. حفره عبادت ایشان را در کوه کاشی کاری کرده بودند و اتاق و مسجد کوچکی نیز در کنار آن ساخته بودند. آن مکان از آرامشی دلپذیر و حوزه انرژی مثبتی آکنده بود و احساس خوبی را القاء می کرد.

درون مسجد در اتاقی کوچک کتیبه ای به چشم می خورد که به تاریخ بنای مسجد و بانی آن اشاره می کرد. (مسجد پیر بادام کلوخ به همت حاجی حسین سراجی جوشقانی و کمک مومنین اتمام پذیرفت ، هزار و سیصد و چهل شمسی) متاسفانه به دلیل اینکه برای بازگشت عجله داشتیم نتوانستم به روستای کلوخ بروم و در باره پیر بادام از مردم آنجا تحقیقاتی بیشتری به عمل آورم. امیدوارم در آینده فرصت این کار برایم فراهم گردد. از بازدیدکنندگان محترم این وبلاگ تقاضا دارم اگر اطلاعاتی در مورد ایشان دارند برای این فقیر ارسال کنند و همچنین اگر با مکانهای گمنامی مشابه آن آشنا هستند معرفی نمایند. برای آشنایی بیشتر شما با این مکان مقدس برخی از عکسهایی را که از آن مکان گرفته ام در اینجا قرار دادم.

داخل اتاق عمارت که در کنار عبادتگاه ساخته شده است

درون شکاف صخره و محل عبادت که با کاشیکاری و آینه کاری تزئین شده است

 کتیبه درون اتاق مسجد

نوشته شده در  شنبه چهارم مهر ۱۳۸۸  توسط وحید عمرانی  | 


اسلایدر